گسترش موضوع به روش اگر نویسی:  

این روش که با جملات شرطی آغاز می شود ممکن است در زمان گذشته ، حال و آینده صورت گیرد.

 

پرورش موضوع با  اگر نویسی در:

الف ) شرایط واقعی

. زمان گذشته : اگر من یک مدیر بودم

زمان حال : اگر من نماینده شهر باشم.

زمان آینده : اگر من روزی شهردار شوم.

ب ) شرایط غیر واقعی( تخیلی) : (

زمان گذشته : اگر من ققنوسی نشسته بر کوه قاف بودم.

زمان حال : اگر من یک رایانه باشم.

زمان آینده : اگر من یک ربات داستان نویس شوم.

اگر نویسی با محوریت قرار گرفتن در مشاغل مختلف:

اگر من یک رییس جمهور بودم.

اگر نویسی با محوریت قرار گرفتن به جای یک مکان خاص. 

اگر من خلیج همیشه فارس بودم.

اگرنویسی با محوریت قرار گرفتن به جای جانوران و موجودات:

اگر من هدهد سلیمان بودم.

اگرنویسی با محوریت داشتن توانمندی های مختلف :

اگر من عصای حضرت موسی بودم.

اگر نویسی با محوریت قرار گرفتن به جای اشخاص دیگر.

اگر من یک نویسنده پرفروش ترین کتاب سال بودم.

 

اگر یک کوه بودید...

 

راستش من دوست نداشته ام که یک کوه باشم.

من کوهستان را دوست دارم ولی دوست ندارم مثل کوه یک‌جا نشین و منجمد باشم.

من دوست دارم رود باشم ،جاری وپرهیاهو،

قصه ها را از زبان کوه بشنوم و آن ها را برای دامنه کوه و گلبوته‌های دشت تعریف کنم

پاهای گلی کودکان راقلقلک بدهم به زمین های کشاورزی سلام کنم وگاهی میان شالیزارهای خوش بو چرخ بزنم.

کوه ها همیشه سنگین و رنگین یک جا می‌نشینند اما من بازیگوش وپر سرو صدا هستم.

مادربزرگم می گوید :آدم باید "جا سنگین "باشد .فکر کنم کوه ها خیلی "جا سنگین" هستند.

آن‌ها یک گوشه را برای خودشان انتخاب می کنند وتا ابد همان جا میخکوب می شوند و جم نمی خورند.

پدربزرگ می گوید : کوه ها خیلی باید مراقب خودشان باشند چون در قلب‌شان چیزهای با ارزشی دارند.

معلمان می گویند: « ارزش آدم ها به رازهایی‌ست که در دل خود دارند .»خوب که فکر می کنم می بینم کوه ها خیلی ارزشمندندچون رازهای زیادی در دل خود دارند.

راستی می دانی چرا من دوست ندارم کوه باشم ؛

چون کوه ها با آن که ظاهر آرام و صبوری دارند، گاهی سرما می خورند وبا یک عطسه مثل آوار فرو می ریزند ،

گاهی چنان عصبانی می شوند که هر چه در دلشان است یک دفعه بیرون می ریزند

در آن لحظات همه از کوه فرار می‌کنند.

من دوست ندارم که یک کوه باشم.